تبليغاتX
شخصی نویس

شخصی نویس

...
کنار پنجره که بشینی چاره ای نداری جز اینکه به یه افق خیره بشی! تا حالا بهش فکر کرده بودی..؟ این فقط یه احساس نیست بلکه یه علاقه ذاتی هم پشتش نهفته است...
همه از بچگی دوست داشتن کنار پنجره بشینن فقط برای اینکه به افق خیره بشن، اصلا هم مهم نبوده حرکت داشته باشه یا سکون...

                           

چرا...؟

راستی عیدتون خیلی مبارکه...

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/22ساعت 11:38  توسط مهاجر  | 

بسمه تعالي
اين روزا خيليا دنبال ديدن "فيلم" جديد هستند...
حتما قضيه دانشگاه زنجان رو شنيديد...
احتمالا يه ايميل يا يه اس­ام­اس به دستتون رسيده كه:
"هتك حرمت دانشجو توسط معاون دانشجويي دانشگاه زنجان"...
طبيعتا يه كليپ 1دقيثه و 52 ثانيه اي هم
Attach شده...
اما واقعا ماجرا چيه؟!...


"بچه هاي انجمني"، تو دانشكده برق دور هم جمع شدن...
اونروز، معاونت دانشجويي اعلام كرده كه "انجمن اسلامي غير قانوني ست"...
تو همين اوضاع و احوال، "خانم پ" مياد و ميگه بهش پيشنهادهايي شده...!
خيلي اتفاقي برادرزاده معاون دانشجويي قبلي پيشنهاد ميده كه اين اتقاق صورت يگيره تا بشه "مددي رو زمين زد"...
حتي بحث شد كه از ماجرا فيلم بگيرن يا نه...
آقاي س.ن از "حرفه اي هاي دانشگاه" ميگه بايد فيلم بگيريم....
انگيزه اين اقدام خيلي جالبه:
"بايد آبروش رو ببريم،چطور براي ما حرومه و براي آقايان حلال؟!"...
خلاصه شد آنچه شد...
و اما نكات جالب توجه اين ماجرا:
1- از ابتداي معرفي "مددي" به عنوان معاونت دانشجويي، گروه هاي مختلف مخالفت خود را اعلام ميكنند...
2- در 1 سال و نيم اخير تقريبا همه تشكلهاي دانشجويي،يه جوري گذرشون به دباغخانه "مددي" افتاده...
3- ايشان از اصلاح طلبان ميانه رو به شمار ميروند، برخلاف رييس دانشگاه كه از دانشگاه امام حسين اعزام شده اند...
4- آقاي سيد محسن نجفيان، مسئول شاخه مشاركت استان زنجان، معاونت قبلي دانشگاه بوده كه بعد از عزل از هيچ كارشكني فروگذار نكرده...
5- آقاي مددي كه دبيري انجمن اسلامي اساتيد را در كارنامه خود دارد،در حال حاضر عضو شوراي مركزي اين تشكل است...

6- همه جا از اين واقعه به عنوان "تجاوز" و يا "هتك حرمت دختر دانشجو" نام بردند.آيا واقعا معني اين كلمات رو نميدانند؟!...
نميدانند كه اسلام براي اثبات وقوع زنا چه شرايط سختي رو در نظر گرفته؟!...

-----------------------------
پي نوشت:
- چرا اين همه حرص براي ديدن "فيلمهاي جديد" بين ما شايع شده؟....
- مطالب بالا رو خيلي راحت ميشه حل و فصل كرد:
خانمي براي انجام كاري در اتاق شماست. به ناگاه كشف حجاب ميكنه و همون موقع چندنفر هماهنگ شده، موبايل به دست ميريزن تو اتاق شما و فيلم ميگيرن.چه حالي داريد؟!....
- اگر ماجرا يه بازي باشه،كه احتمالش هم هست، هم اعضاي "انجمن منحله" هم "مددي" خيلي ناجور بازي خوردن...
- از همه كسايي كه از طريق
search كلماتي مثل "زنجان+فيلم+دختر دانشجو" تشريف آوردن،معذرت ميخوام. فيلم موجود نيست...

يازهرا-ملتمس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 19:18  توسط علی  | 

السلام عليك يا فاطمه الزهرا...

زمان زمان عجیبی ست،آی آدمها
به جان خانه لهیبی ست،آی آدمها

بهشت و آتش دوزخ،طناب و دست خدا
چه داستان عجیبی ست،آی آدمها

تهیّتی که از این کوچه بی جواب گذشت
سلام مرد غریبی ست،آی آدمها

به روی باغچه آهسته تر قدم بنهید
که زیر باغچه سیبی ست،آی آدمها

به دست خویش کفن کردن تمامی خویش
غم بدون رقیبی ست،آی آدمها

شبی به شام زفاف و شبی شب تدفین
عجب فراز و نشیبی ست،آی آدمها
********************************

السلام عليك يا روح الله...

زنده تر از تو كسي نيست ، چرا گريه كنيم ؟
مرگمان باد و مبادا آن كه تو را گريه كنيم

هفت پشت عطش از نام زلالت لرزيد
ما كه باشيم كه در سوگ شما گريه كنيم ؟

رفتنت آينه آمدنت بود، ببخش
شب ميلاد تو تلخ است كه ما گريه كنيم

ما به جسم شهدا گريه نكرديم ، مگر
مي توانيم به جان شهدا گريه كنيم ؟

گوش جان باز به فتواي تو داريم ، بگو
با چنين حال بميريم و يا گريه كنيم ؟

اي تو با لهجه خورشيد سراينده ما
ما تو را با چه زباني به خدا گريه كنيم ؟

آسمانا ! همه ابريم گره خورده به هم
سر به دامان كدام عقده گشا گريه كنيم ؟

باغبانا ! از تو چشم تو آموخته ايم
كه به جان تشنگي باغچه ها گريه كنيم

*******************************************
زخمیم، خنجر یمنی را بیاورید
زنجیرهای سینه‌زنی را بیاورید

يازهرا-ملتمس دعا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/13ساعت 13:0  توسط علی  | 

سلام.
هميشه شنيديم كه دو كلمه حرف حساب اما اين دفعه مي خوايم فقط يه كلمه حرف حساب بزنيم...

هر آدمي تو زندگيش چقدر براي اعداد اهميت قائله؟ ...
رَوونترش كنم و اينو بگم: ما تا حالا هيچ فكر كرديم معمولا چقدر به طور روزمره با يه سري عدد سرو كار داريم؟...
فكر كرديم اين عددا چي هستن و چي كارن؟...
اصلا دوزار وقت گذاشتيم ببينيم كه اگه يكي كم شه يا زياد شه رو زندگيمون چه اثري داره و ما چيكار ميكنيم؟...

مثلا: امروز به جاي ۳ وعده غذا خوردن ۵ وعده يا ۲ وعده غذا بخوريم! كي گفته بايد ۳ وعده غذا خورد؟
يا به جاي شب خوابيدن روز بخوابيم...
اصلا كي گفته هر آدمي بايد يك دست لباس بپوشه؟...
چرا ما با يه دست مي نويسيم؟!...
يا چرا اصلا هميشه يه پامون جلوتره مگه اينكه وايسيم...! 
چرا خلقت آدم دو تاييه؟

حالا...

ماهي چقدر در مياريم؟
چرا...؟ امروز چيا خريديم؟
چند بار با كي حرف زديم..؟
چند تا sms جواب داديم؟ به چند نفر سلام كرديم؟
از چندتا خيابون رد شديم؟ چند دقيقه معطل شديم؟
... و هزار تا از اين چند و چون ها...


هر آدمي تو اين عالم هستي كامل خواهد شد در تركيب دنيا و آخرت...
دنيا و آخرت مكمل هم هستند در ظرف استعداد آدما... !
اينجا اگه چيزي رو كم گذاشتي و اونور ازت خواستن نتيجش تكامل و تعاليه...
تا حالا ديدي هر وقت آدم ميفهمه يه فرصت توپ از دستش رفته چه حسرتي مي خوره و ناراحت ميشه؟
خُب اونورم همينه...
هر چي اينجا نتوني خوب با عددات بازي كني اونور (چون كمال داره) مي فهمي و حسرت مي خوري ...!

پازل خودت رو درست بچین تا ....

یازهرا-ملتمس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 11:45  توسط مهاجر  | 

سلام
فقط به عشق داش حسين...
تقديم به حريم  ملائك نشين خانم حضرت معصومه سلام الله عليها...
باشد كه قبول افتد...

همسایه؛ سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکر و زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم
در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

يازهرا-ملتمس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 11:22  توسط علی  | 

سلام به همه رفقا...
با تاخیر عید رو تبریک میگم...
ان شاالله امسال،سال ظهور باشه و ما هم آماده حضور...

جای همه خالی...
یه سفر رفتیم مشهد...
در آستان کیوان شکوه حضرت رضا علیه السلام دعاگوی رفقا بودم...

 

 

     قدسی حرم حریم نور رضوی

یک سال دیگه هم گذشت،امّا تو رو ندیدم
سودی نداشت هرچی که من، به سمت تو دویدم
بار جدایی رو چقدر به روی شونه بردم
هرجا که رفتم خودمو، به دست تو سپردم
از حالا تا آخر سال، ممنون تو می مونم
که اولین کمیلمُ، تو حرم تو خوندم

وقتی که دست خالیمُ، سوی خدا میگیرم
توشه یک سالمُ از،امام رضا(ع) میگیرم

ضریح مطهر حضرت رضا علیه السلام

گوهرشاد

بعدشم رفتیم شیراز...
زیارت حضرت احمد بن موسی علیهما السلام (شاهچراغ)...

ضریح مطهر حضرت احمد بن موسی علیهما السلام (شاهچراغ)

مرا از جمعه ها آغاز کن،از شنبه بیزارم
که از حس غریب مبهم آدینه سرشارم

غروب و انتظار و پنجره شد مال من آقا!
کمی تعجیل کن،آشفته از این جمعه بازارم

به شوقت چشمهای بسته را با عشق میبارم
از اینجا میرسی؟باشد...!  بگو تا چند بشمارم؟

گلاب و عطر خاک و ضجه ضجه آیه قرآن
و نرگس در مسیر خالی پروانه میکارم

برایم هفته از دیدار تو آغاز میگردد
مرا از جمعه ها آغاز کن،از شنبه بیزارم

یازهرا-ملتمس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/10ساعت 12:55  توسط علی  |