تبليغاتX
شخصی نویس
 خطوط آخر نهج‌البلاغه ريخت به خاك‌...



...آن شبي كه شب... ضربت خوردن ايشان هست، آن شب مهمان ام كلثوم، مي گويند بوده است. وقتي كه برايش غذا مي آورند، ايشان غذا براي افطارش مي آورد، مي بيند كه نمك آورده و شير. مي گويد؛ تو چه وقت ديدي من دو تا خورش داشته باشم؟ يكي اش را بردار. مي گويند كه رفته است نمك را بردارد، [اميرالمؤمنين[ گفته است: [تو را[   به جان من، شير را بردار. با نمك دو لقمه دست برد و خورد. اين حكومت ماست، حكومت اسلام است، حاكم اسلام است...
صحيفه امام- جلد 4- صفحه 220

 

امام، رو به پریدن... عمامه روی زمین!
قیامتی شد ـ بعد از اقامه ـ روی زمین
 
خطوط آخر نهج‌البلاغه ريخت به خاك
چكيد خون خدا در ادامه روي زمين‌
 
خودت بگو به كه دل خوش كنند بعد از تو
گرسنگان حجاز و يمامه روي زمين‌
 
زمان به خواب ببيند كه باز اميراني‌
رقم زنند به رسم تو نامه روي زمين‌:
 
«مرا بس است همين يك دو قرص نان ز جهان
مرا بس است همين يك دو جامه روي زمين‌»


يازهرا-ملتمس دعا
|+| نوشته شده توسط علی در جمعه 1387/06/29 و ساعت 17:28  
 خدا كند كه بيايي...

هرجا که نيست جاي تو آنجا جهنم است
با اين حساب، وسعت دنيا جهنم است


دنيا به رنگ بال سياه کلاغ‌هاست
اين سرزمين غم‌زده گويا جهنم است

وقتي بهشت نيست که ايمان بياوريم
‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌ وقتي زبان معجزه، تنها جهنم است

بي‌فايده‌ست حرف و سخن گفتن از بهشت
ديگر چه جاي بحث که حق با جهنّم است


طاووس مست من پر و بالي به هم بزن
هر گوشه در تمام زوايا جهنم است

سخت است درک اينکه تو از راه مي‌رسي
در چارسوي باور من تا جهنم است

بي تو اگر بهشت خدا مال من شود
فرقي نمي‌کند که همانجا جهنم است

يازهرا - ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1387/06/19 و ساعت 19:2  
 خداي ماه رمضون مهربونه...


هميشه ميگن وقتي تشنه شدي و آب خوردي، بگو: "يا حسين عليه السلام"...
حالا وقتي تشنه شدي و نميتوني آب بخوري، آروم زير لب بگو:‌"يا اباالفضل سلام الله عليه"....

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه 1387/06/12 و ساعت 1:24  
 درس روزگار...

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود، آن هم به سه دلیل:

اول آنکه کچل بود...
دوم اینکه سیگار می کشید...
سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال ، زن داشت...!

…......

چند سالی گذشت..
یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم...
در حالیکه زن داشتم، سیگار می کشیدم و کچل شده بودم...
و تازه فهمیدم که:

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد

استاد علي شريعتي

-----------------------------
بعد التحرير:
۱- عليرغم بي ربط بودن مطلب به خط "شخصي نويس" ولي جالب بود...
۲- ۵ روز ديگه مونده به ماه مبارك...
 آماده ايم؟!...
۳- ان شاالله خدا توفيق مناجات بده (اگه تو مهديه امام حسن عليه السلام شد،بهتر...)

يازهرا-ملتمس دعا

|+| نوشته شده توسط علی در چهارشنبه 1387/06/06 و ساعت 17:34