كاش صاحب برسد...

هزار بار نوشتم و پاره کردم باز
نيامدي و دلم را ستاره کردم باز
چقدر شعر شدم شعرهاي آبي رنگ
رديف و قافيه و استعاره کردم باز
چقدر سوره شدم، آيه آيه دلتنگي
چقدر محض شما استخاره کردم باز
گره به قلب من افتاده، صد هزار گره
به اسم اعظمتان راه چاره کردم باز
دلم گرفت از اين شهرهاي بي موعود
تمام پنجره ها را دوباره کردم باز
دخيل بسته دلم،روضه اي بخوان آقا
هواي کودک بي گاهواره کردم باز
پينوشت:- از
مهاجر عزيز سپاسگزارم...
- گاهي وقتا اونقدر سياه و سنگين ميشيم كه حتي اجازه عبادت هم نميدهند (ولو در حد ريا)...
- حاج آقاي پناهيان ميفرمودند كه:
" بعضي وقتا آدم به خودش ميگه امشب حتما نماز شب رو ميخونم و كلي مقدمات فراهم ميكنه. خدا يه بررسي ميكنه ببينه طرف حد نصاب لازم رو داره يانه؟! اگه نخوان، نماز صبحش هم قضا ميشه!"...
يازهرا-ملتمس دعا
|
+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه
1388/04/25 و ساعت 1:9