|
من بي تعارف، هستي ام را از شما دارم...
ديگر به
خلوتهاي من يك نم، نمي باري لحن سكوتت
در دلم، هر روز يك جور است من -بي تعارف-
هستي ام را از شما دارم من خوانده
ام دربارتان، يك خيمه ساده ست امّا من و
اين رتبه و اين منزلت، هرگز توفيق دادي
يك غزل همصحبتت باشم _________________ پينوشت: 1. عيد ميلاد ولي نعمت ما مبارك... 2. يه حالت ركود تو همه جا حاكمه... يه جورايي همه منتظرن ببينن "آخرش" چي ميشه... حتي رفاقتها هم رنگ سياسي به خودش گرفته... 3. ما كه ادعامون ميشه ولايتي هستيم، شده در حد گوش دادن به سخنرانيها، به حرفهاي "آقا" گوش بديم؟... اگر پاسخ مثبته، نظرتون درباره اين صحبت "آقا" چيه: "عمار كجاست؟"... 4. دعا كنيد آخرش هر چي شد، ما عاقبت بخير بشيم... اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا... يازهرا-ملتمس دعا
سرگردان...
بسم الله...
همين جوري: - آقا، تو بنا نداري بذاري ما بريم جهنم، ولي ما رو از جهنم خودمون نجات بده... - زمانه زمان عجيبي است، آي آدمها... - از شهر دلگیرم .... - اين چند وقته يه حس عجيبي همه جا هست... يازهرا-ملتمس دعا خداحافظ ماه خدا...
دير ز ره آمد و خنده زد و زود رفت...
يازهرا-ملتمس دعا موفق و مقرّب...
بسم الله
فرض كنيم براي مسابقات انتخابي تيم ملي پينگ پنگ، در حال تمرين با "مربّي" هستيم... ![]()
همچنين فرمودند: ****************** هرگز نگويمت كه بيا دست من بگير
پله برقي...
بسم الله...
حاج آقاي پناهيان فرمودند: رمضان يه چيزي شبيه پله برقيه...
بعضيا كه براي "بالا" رفتن عجله دارن و در تكاپو هستن، به "پله برقي" كه ميرسند، مي ايستند تا اونها رو بالا ببره... بعضيا هم شوخيشون ميگره و چند تا پله هم ميان "پايين"... ******************* - البته حاج آقا نگفتن كه بعضيا هم مثل ما، جهت رو اشتباه گرفتن... - هميشه عادت داريم به جاي تلاش جهت بهره مندي، افسوس گذشته رو بخوريم...- دعا براي همديگر رو فراموش نكنيم... يازهرا-ملتمس دعا ذكر یا صاحب الزمان(عج) گل كرد...
*** چشم بد دور، عمرتان بسیار / كس نبیند ملالتان آقا... *** چیست روباه در مصاف شیر؟! / چه نیازی به امر یا گفته؟! *** هست خاموشیات پر از فریاد / در تو آرامشی است طوفانی *** واژهها از لبت تراویدند / پرصلابت، پرعاطفه ، پرشور *** این حماسه همه ز یُمن تو بود / گرچه از آن مردمش خواندی *** سهم دلدادگان تو "سلوی" / قسمت دشمنان تو "سجیل" *** نسل سوم چو نسل اول هست / با شعف با شعور با باور *** گرچه در باغ سینهات داری / لطفها، مهرها، محبتها *** ناگهان در نماز جمعه شهر / عطر محراب جمكران گل كرد *** جان ایران! چه شد كه جانت را / جان ناقابلی گمان كردی؟! *** جسم تو كامل است، ناقص نیست / میدهد عطر یک بغل گل یاس
پی نوشت: كاش صاحب برسد...
پينوشت: - از مهاجر عزيز سپاسگزارم... - گاهي وقتا اونقدر سياه و سنگين ميشيم كه حتي اجازه عبادت هم نميدهند (ولو در حد ريا)... - حاج آقاي پناهيان ميفرمودند كه: " بعضي وقتا آدم به خودش ميگه امشب حتما نماز شب رو ميخونم و كلي مقدمات فراهم ميكنه. خدا يه بررسي ميكنه ببينه طرف حد نصاب لازم رو داره يانه؟! اگه نخوان، نماز صبحش هم قضا ميشه!"... يازهرا-ملتمس دعا سلام خدا بر دكتر احمدي نژاد....
دولت
باید آدامس بجود
پينوشت: روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد...
.
. . نکنید همچین... بداخلاقی انتخاباتی برای ماها با فرهنگ غنی 2500ساله افت داره... "مگه مملکت کفشه" که 4 سال اول سخت باشه ولی تو 4 سال بعدی "جا وا کنه"؟...! من که میدونم اگه ما تو کاغذ بنویسیم "میر محسن کروبی"، شما و همپالگیهاتون اون رو "احمدی نژاد" میخونید... نکنید همچین... قیامتی هست... اگه نامزدهای ما دهنشون رو باز میکنن و هر اراجیفی رو به عنوان نقد میگن، صرفا جهت تهییج مردم به منظور حضور حداکثریست ولا غیر... به ماچه که احمدی نژاد 4 سال پیش گفت" امکانات رو از شهرهای بزرگ به شهرستانها و روستاها منتقل و توزیع میکنه و کرد... ما عقل معاشمون میگه اگه یکی مثل "میر محسن کروبی" بیاد هم توبره ما براه میشه هم آخُرمون... ضمن اینکه به نظر این حقیر کمترین، حرف آقای جوادی آملی خطاب به کاندیدای ما اصلا امروزی نیست که فرمودند "اعتقاد بسیار مهمتر است از اقتصاد"... مهم اينكه حرفامون كاملا امروزي و همه كس فهم باشه، مثل: CHANGE ما معتقديم بانوان بايد كاملا آزادانه اظهار نظر كنند و ما خيلي براشون ارزش قائليم... مخصوصا نزديك انتخابات... مثلا FIRST LADY بودن خيلي چيز خوبيه. ضمن اينكه خود خانم زهرا شجاعي لب مطلب رو گفتن كه ميشل اوباما داره اداي خانم رهنورد رو در مياره... مشكل مشايي اينه كه در ارتباط با اسرائيل زيركانه عمل نكرد.... "مير محسن كروبي" پول نفت نداره كه انوبوس اجاره كنه براي آوردن جمعيت جهت استقبال از خودش. برا همين دوستانش قبول زحمت كردن و براش اتوبوس اجاره كردند. اون هم قول داد در اسرع وقت جبران كنه.... خداييش خودتون طرفداري " دو طرف" رو بررسي كنيد و نتيجه اي كه من ميگم رو بگيريد: "هركس غير از احمدي نژاد" ![]() ![]() ![]()
چون میدانم نرود میخ آهنین در سنگ،کلام تقطیع گردید... *************************************** حتما شنيدين كه ميگن "احمدي نژاد در سال 86 در همايش سران كشورهاي حاشيه خليج ع ر ب ي شركت كرده" و و و ... دروغ محضه...
2- كلمه "خليج" مذكر است پس بايد صفت عربي به صورت مذكر ميبود ولي نيست. 3- كلمه "دول" جمع مكسر "دولت" ميباشد. 4- جمع مكسر به صورت مونث به كار ميرود پس صفت آن بايد تابع باشد. نتيجه گيري: "همايش دولتهايعربي حاشيه خليج"... ****************************************** هر كس كه علي(ع) گفته...
به سوی ما بنما دلبرا نظر، گاهی به غمزه ای دل دیوانه را ببر، گاهی عنایتی،نظری،گوشه
چشمی ای آقا به این گدای نشسته
به پشت در، گاهی
نگویمت که مقیمم همیشه در کويت
ولی نهاده ام به در خانه تو سر، گاهی ************************** باقدي خم صورتي نيلوفري
گشته اي در خانه خود بستري تا نظر بر روی مولا ميکني بين هق هقها تبسم ميکني جاي دستي بر رخ تومانده است قصه را زينب ز رويت خوانده است چادر خاکي شهادت مي دهد برهمه درس شجاعت مي دهد تا شود اسلام و قرآن سرفراز درميان کوچه ها خواندي نماز من نمي دانم دگر علت چه بود سجده طولاني ات درکوچه بود ![]() زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد سیب ها روی خاک غلطیدند چادرش در میان گرد وغبار قبلا این صحنه را...نمی دانم در من انگار می شود تکرار آه سردی کشید،حس کردم کوچه آتش گرفت از این آه و سراسیمه گریه در گریه پسر کوچکش رسید از راه... گفت:آرام باش! چیزی نیست به گمانم فقط کمی کمرم... دست من را بگیر،گریه نکن مرد گریه نمی کند پسرم چادرش را تکاند، با سختی یا علی گفت و از زمین پا شد پیش چشمان بی تفاوت ما ناله هایش فقط تماشا شد صبح فردا به مادرم گفتم گوش کن ! این صدای روضهء کیست طرف کوچه رفتم و دیدم در ودیوار خانه ای مشکی است (سيد حميد برقعي)
*************************** 1. فاطميه اول گذشت و به همين سرعت فاطميه دوم هم ميگذره... 2. چند وقتيه به جاي استفاده از فرصتها، به حسرت خوردن مشغوليم... 3. اين روزا فرصت خوبيه براي بررسي ميزان ولايت پذيري؟... اين كاره ايم؟! حاضريم پاي اعتقاداتمون وايستيم؟اونم تا آخر؟... 4. بد نيست به اين نكته توجه داشته باشيم كه اين مقطع انتخابات دقيقا يك "موضع جهت ابتلا ست"... خيلي ها تو اين مدت صورت باصني خودشون و نشون دادن.از دو طرف... ماها بايد حواسمون باشه كه "با علي در بدر بودن شرط نيست، اي برادر نهروان در پيش روست"... 5. به قول اون بنده خدا: زنگ تفريحِ دنيا کوتاهه...زنگ بعدي زنگِ حسابه... 6. جناب آقاي "سرباز صفر" با سلام; اينجانب با بوسيدن 4 گوشه عرصه شعر، پرچم "قبول شكست" را به اهتزاز در مياورم... 7. بماند... يازهرا-ملتمس دعا جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم...
هوای دیدن خورشید درسرم افتاد که ناگهان به دلم جذبه ی حرم افتاد ![]()
اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ سلام بر تو اى دختر فاطمه(س) و خديجه اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ سلام بر تو اى دختر امير مؤمنان(ع) اَلسَّلامُ عَلَيْك يابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْن سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسين اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر(ع) وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ و رحمت و بركات خدا بر تو باد ************************ 1- اگر اجازه دادند و توفیق بود، نایب الزیاره دوستان خواهم بود... 2- خدا مبدع این "پیام خصوصی" رو... یازهرا-ملتمس دعا امسال هم بدون تو تحویل میشود...
عشق از من و نگاه تو تشکیل میشود معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود: نمیدونم امسال کاری کردیم که صدای قدم های آقا(عج) بلندتر بشه و باعث بشیم که آقا(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدمهاشون رو تندتر بردارن؟... خدایا به حق این جمعه و اونایی که آمین گفتن، اون روزی رو برسون که پشت سر رهبر حسینیمون، نماز رو به حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقتدا کنیم... ان شاالله یه کاری کنیم وقتی تقویم سال 89 رو باز میکنیم یه تعطیلی رسمی دیگه بهش اضافه شده باشه: اولین سالگرد ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام) - تعطیل خواستند از تو بگويند شبي شاعران لیک در آخر به خط شرم نوشتند: " نشد..." یازهرا-ملتمس دعا کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم...
کاش صاحب برسد، بنده به زنجیر کند هیپکس، کاش نباشد نگهش بر راهی کاش چشم دل زهرا(س) به دل ما افتد کاش صاحب نفسی همدم این خسته شود چند سالی است که از هجر رخش میگرییم کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم کاش جز مجلس او، جای دگر پا ننهم
هم روی تو را طاقت دیدار کم است من کمتر از آنم که تو را درک کنم
ای آب خضر هم ز ته آب ظرف تو هر کس که خواستار دم عیسوی شود تا کی ز غیب بر دل ما فیض میدهی پیغمبری که وقت ظهورت نیامده این غفلت از حضور کریمت حجاب ماست آیا شود که یار فداکار تو شویم؟ - رسول اکرم صلىالله عليه و آله و سلم: کجایید ای شهیدان خدایی...
این 2 ماه هم گذشت...
به همون سرعتی که 10 ماه انتظار گذشت... هنوزم داریم تو روزمرگی خودمون دست و پا میزنیم... خدا میدونه از حرفای تکراری و جذابی که شنیدم و گفتم، خیلی خسته ام: "شهدا شرمنده ایم" ، "بعد از شهدا ما چه کرده ایم؟" و "آقا جان،کی میای؟".... یعنی همه کارامون رو کردیم و حالا نوبت رسیده به ادای دین شهدا؟ نه به خدا.... چقدر تو حیطه وظایف فردی به وظیفه خودمون عمل کردیم؟چقدر به وظایف اجتماعی عمل کردیم؟ آیا واقعا رومون میشه حضرت صاحب(عج) بیان تو سطح شهر و ما هم همراهیشون کنیم؟ اگه بپرسن:"فلانی،تو بودی و وضعیت اینجوری شد؟"، خداییش چی داریم بگیم؟خدا به داد برسه... ********************************** سالی گذشت ، باز نیامد و عید شد گیسوی مادر از غم بابا سپید شد امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت امروز هم دو مرتبه باران شدید شد مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت امسال هم بدون تو سالی جدید شد ده سال تیر و آذر و اسفند و... خون دل تا فاو و فکه رفت ولی ناامید شد ده سال گریه های مرا دید و گریه کرد اما به من نگفت چرا ناپدید شد ده سال رنگ پنجره های اتاق من هم رنگ چشم های سیاه سعید شد بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج مادر نگفته بود که بابا ، شهید شد! ![]() امام صادق علیه السلام در وسائل الشیعة، جلد 2، صفحه 879 میفرمایند: "ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت" ... "فاطمه علیها السلام، در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان
میرفت ![]() یازهرا-ملتمس دعا زیر سنگینی لحد انگار،دلم از ترس و غصه می ترکید...
خبر آرام در صدایت ریخت،ناگهان شانه هات لرزیدند چشمها را کلافه ومبهوت،پشت هم بازوبسته می کردی صبح تاریک وسرد بهمن ماه،از دهانها بخار می آمد چشم بی اعتنا و غمگینت،پشت دیوارها نمی دیدند بعد از آن دست دیگری آمد،پلک سنگین وخیس من را بست زیر سنگینی لحد انگار،دلم از ترس و غصه می ترکید هی سرت داد می زدم "برگرد"،من از این گور سرد می ترسم گریه های تو کلافه ام می کرد،ناله هایم بلند تر شده بود هق هق تو شدید تر می شد،بدنت مثل بید می لرزید چون روال همیشگی هر کس، سوره ای خواند ودور شد از من توی پیراهن سیاهت تو، مثل یک تکه ماه می ماندی هم دلم تنگ می شود بی تو، هم از این "گور سرد" می ترسم شهر متروک وسرد بهمن ماه، سایه ای روی ماه می لرزید مثل هر پنج شنبه می آیی،من به پایان رسیده ام کم کم |
|




























