|
هيئت رهروان شهداي گمنام...
یکی از رفقا، محمد، یکی دوهفته قبل، اطلاع داد که یک هیأت در شرف تشکلیه... نکته وقتی جالب شد که فهمیديم زیر مجموعه گروه حاج حسین یکتا (راهیان نور) هستن... با یه کم پرس و جو معلوم شد که تهران آقا مرتضی آقا تهرانی هستند و مداح حاج مهدی سلحشور...! چه جمعی ....! چه بزمی ....! قرار بود اولین جلسه مراسم، اولین یکشنبه بعد از ماه مبارک باشه ... (یکشنبه) متوجه شدیم که مجلس اول جلسه توجیهی خادمین هیأت هستش(ظاهراً برای کارهای اجرایی و پشتیبانی نیرو میخواستند) بعد از بازی پرسپولیس و استقلال(!) به اتفاق احمد رفتیم ستاد راهیان مرکز (میدان فردوسی) ... درست موقع نماز رسیدیم. رفتیم داخل حسینیه . خیلی فضای با عشقیه ... در و دیوار با گونیهای شن ساخته و با علائم مذهبی تزئین شده ... فضا خوب بود و خوبتر از اون افراد حاضر در جلسه ... خیلی تابلو بود که تو این فضا (لباسهای سفید و محاسن و تسبیح و سلام و صلوات ...!) یه نفر با آستین کوتاه باشه! نتیجتاً حدود 5/2 ساعت کاپشن رو تحمل کردیم...! نماز که اقامه شد آقای سمایی از اساتید و اعضای مؤسسه امام خمینی صحبت کردند... درباره اینکه چرا خوشی های خود را از موفقیت خودمان با دیگران شریک نمیشویم ولی تا درد و غصهای حادث میشود سریع در شکوه و ناله باز میشه... شاه بیت حرفاشون این بود که: سخنران بعدی حضرت آقا مرتضی تهرانی بودند که با کمی تأخیر اومدن ...
* بحث احساس مسئولیت مطرح شد... خیلی محکم و صریح گفتند: در موقع اقامه نماز ثواب امام جماعت و مأموم بسیار کمتر از کسی از که حین برپایی نماز مراقب کفشهای نمازگزاران و وسایل نقلیهاست ... جالب بود ... چون اون بنده خدا نماز نخونده ولی نماز را اقامه کرده است (برپا کرده)...! فضیلت ائمه هم نماز خواندن نبوده (گرچه فضیلت كمي نيست) ولي امتياز اصلی امتیاز اقامه نماز بوده... از اون طرف قضیه هم هست یه فاسد داریم یه مفسد.گناه فاسد كمتر از مفسدِ.ولي مفسد چون فراهم كننده زمينه فساده گناهش بيشتره... *********
عمه سادات سلام عليك روح عبادات سلام عليك
يازهرا-ملتمس دعا دین چیست؟ دین دار کیست؟
سوالي که کم نمي شنويم هر چند در خفا و متاسفانه کم پاسخ مي دهيم:
دين چيست ؟ دين دار کيست؟ از زمان مدرسه ياد گرفته ايم اصول الدين پنج بود دانستنش گنج بود...؛ آموخته ايم نمازهاي روزانه پنج نوبت... ؛ خوانده ايم که مسجد سنگر است؛ حفظ کرده ايم امام حسين ظهر عاشورا لبن تشنه شهيد شد و..... و..... اما براستي چقدر دين را وارد زندگي خود کرده ايم ما مسلمان هاي شناسنامه اي ؟ آنقدر که از قران بر تجويدش تاکيد کرده ايم چقدر به عملي کردن نفسير پرداخته ايم ؟ طول مدها و ضم ها را فراگرفته ايم اما ادغام قران و زندگي را چه طور؟ چه مي شود که با اينهمه کلاس هاي اخلاق و .... باز اندرخم يک کوچه ايم ؟ شنيده ايم که زماني قبل از انقلاب حرف زدن از ورود دين به رندگي توسط شاه ممنوع بود و حالا چرا خود شاه خود شده ايم چرا تا کسي حرف از دعدغه اي اجتماعي و درد مردم مي زند مي گوييم : سر بي درد خود دستمال نبنديد؟! چرا؟! چرا بي درد شده ايم؟ ![]()
«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ.» اعراف:179 |
|



